حسنعلى خان افشار

238

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

در حوزهء درس شيخ عبد النبى كاظمى و شيخ اسماعيل پسر شيخ اسد الله كاظمى [ درس خواند ] « 1 » و بيش‌تر عمرش را در شوشتر و عتبات گذراند . هنگام رفتن به زيارت مشهد مقدس از تهران گذشت و با استقبال مردم روبرو شد . همچنين نخستين كسى بود كه در مسجد سپهسالار نماز خواند و امام جماعت شد . سرانجام به سال 1303 هنگام عزيمت به عتبات در كرند درگذشت « 2 » . 77 . صاحب تذكرهء شوشتر داستان بناى آن را چنين نوشته است كه سلاسل غلام حاكم فارس بوده است و از سوى ارباب خود مأمور حكومت شوشتر و بناى دژى در اين ديار مىشود . اما پس از ساختن دژ ياد شده به اربابش ياغى مىگردد . ازاين‌رو حاكم شيراز به عزم تسخير دژ سلاسل به‌سوى شوشتر حركت مىكند ، چون به پاى دژ مىرسد سه سال آن را به محاصره مىگيرد اما در گشودنش توفيقى پيدا نمىكند ، تا اين‌كه نااميد مىشود و تصميم به بازگشت مىگيرد . چون سلاسل از انديشهء او آگاه مىگردد از دژ به زير مىآيد ؛ خواستار بخشش مىشود و هدف كردارش را متوجه ساختن ارباب به استوارى و استحكام دژ بيان مىكند « 3 » . دژ سلاسل تا زمان نادر شاه ارگ و حاكم‌نشين شهر بوده است و از آن پس ويرانى آن آغاز گرديد « 4 » ، ولى در روزگار قاجاريهء به‌وسيلهء محمد على ميرزا دولتشاه تعمير شد « 5 » . بااين‌وجود هرگز شكوه گذشته‌اش را به دست نياورد . در اين روزگار حاكم در درون شهر زندگى مىكرد ولى برخى امور ديوانى و نظامى در دژ سلاسل صورت مىگرفتند از جمله از آن به‌عنوان زندان استفاده مىشد « 6 » . اكنون ويرانه‌هاى آن چون تپه‌اى ، كنار رود كارون و ميان شهر شوشتر ، بر جاى مانده است . 78 . نك : ص 196 ، يادداشت 66 . در « ب 35 پ » دستنويس نيز تصوير كوشك

--> ( 1 ) . اعتماد السلطنه ، محمد حسن خان ، الماثر و الآثار ، ج 2 ، ص 649 . ( 2 ) . نك : همانجا ، ج 1 ، ص 118 . ( 3 ) . نك : جزايرى شوشترى ، سيد عبد الله ، تذكرهء شوشتر ، ص ص 22 - 23 . ( 4 ) . نك : موسوى شوشترى ، عبد اللطيف ، تحفة العالم ، ص 27 . ( 5 ) . نك : دوبد ، سفرنامهء لرستان و خوزستان ، ص ص 337 - 338 . ( 6 ) . نك : لايارد ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 70 .